تبليغاتX
خط موازی
گاهی وقتها فکر میکنم

که زن بودن

 مثل غوطه وری توی لجن می مونه

+ نوشته شده در  شنبه 31 تیر1385ساعت 2:3 قبل از ظهر  توسط گمنام   | 

 ديروز که داشتم اتاقم رو تميز مي كردم دفترچه خاطراته مکه ام رو پيدا کردم شروع کردم به خواندنش ، يه برگشو براتون مينويسم :

 

 تو اين چند وقته به اندازه تمام عمرم بچه ديدم، بعضي وقتا که تو مسجدالحرام ميشينم فقط به بچه هاشون زل ميزنم تو عربستان هنوز پدرها عاشقانه پسرهاشون مي بوسند اما دخترها چطور ؟!!

  دختر بچه هاي عرب خيلي خيلي زود مادر بودن رو تجربه مي کنند شايداز5 سالگي تو اين سن بايد بچه هاي که مادرهاشون به دنيا آوردند رو بزرگ کنند راه ببرند،تربيت کنند و يه روزي دنبال همين مردهاي آينده راه بيفتند، ارضاشون کنند و براشون بچه هاي قدو نيم قد به دنيا بيارند 
زنهاي عرب رو که ميبينم نميدونم به عدل خدا شك کنم يا به تسليم شدن اونها  و به اين نتيجه ميرسم که :زن اينجا يعني يک لذت زود گذر 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 پ .ن: پيشاپيش روز مادر رو به همه مادرها(حتي مادر کوچولو ها)تبريک ميگم  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 تیر1385ساعت 5:42 بعد از ظهر  توسط گمنام   | 

بین من و دنیا شیشه ای است نوشتن را هیست برای گذر از این شیشه بی آنکه بشکند      

+ نوشته شده در  جمعه 2 تیر1385ساعت 9:46 بعد از ظهر  توسط گمنام   |