تبليغاتX
خط موازی

 

ميروم جايز نيست،

 من رفتم. 

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 مرداد1386ساعت 9:39 قبل از ظهر  توسط گمنام   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 مرداد1386ساعت 1:50 بعد از ظهر  توسط گمنام  

 

دایره

            دایره

                        دایره

 

من تمام خطوط را دنبال کرده ام

تمام مرز ها را پیاده پرواز کرده ام

 

به دنبال شکافی

تقاطعی

چیزی شبیه تابلوی ایست

 

کاش زودتر میگفتی

زمین گرد است و

 تمام چاده ها بهم میرسند

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 مرداد1386ساعت 11:23 بعد از ظهر  توسط گمنام   | 

میرقصند

میرقصند

سرمستانه

بی هیچ تعلل

بی هیچ تامل

 

آه ای آویزهای رنگارنگ

آن بالاها چه میگذرد؟

 

_ بازیچه ایم دخترک

باریچه ای در دست باد

افسوس

 کس نمی داند

...

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 مرداد1386ساعت 11:11 بعد از ظهر  توسط گمنام  

 

داشتم دهلیزهای ذهنم را گردگیری می کردم

 به تو رسیدم

اسم ات را مزه مزه کردم

هنوز هم طعم  کهنگی نگرفته ای!

 

می دانی

مدتی ست دقیق شده ام

برعکس همیشه حساب روزها را دارم

 

حرف  میم  را با ماژیک قرمز روی تخته ام نوشته ام تا که  یادم باشد

میم مثل ماه،

مثل مرداد

 مثل مزه خوب تولد تو

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 مرداد1386ساعت 11:7 بعد از ظهر  توسط گمنام