تبليغاتX
خط موازی
گاهی برای بی دلیل گریستن باید دنبال بهانه بود.

 

+ نوشته شده در  شنبه 30 شهریور1387ساعت 9:53 بعد از ظهر  توسط گمنام  

وسواس نوشتن درد جدیدیست که این روزها گرفتارش شدم

در این روزها که سخت سرخوش از پیروزی بر دنیای خویشم

در این روزها که بعد از سالها درها را چار قفله کردم

تنها صدای سوت زدن مردی که اینجا می خواند ترس نوشتن را در من می کُشد

  یاد روزهای مزخرف جواب پس دادن به همه اهالی دنیای مجازی و غیر مجازی که می افتم و خنده ام میگیرد از این بازی های دسته جمعی

حالا دیگر فقط برای خودم بنویسم

بی هیچ حرف اضافه ای 

مخاطب گرامی تا اطلاع ثانوی سکوت کن

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 شهریور1387ساعت 7:35 بعد از ظهر  توسط گمنام  

روی لیوان نوشته بود

من به مواد مخدر میگویم دور و بر من نپلکد اما آنها به حرف من اعتنایی ندارند

می خندم و راه می افتم

 حالا که خدا در جیب کیفم خوابیده، می توانم توی هزار توی زندگی جولان بدهم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 شهریور1387ساعت 0:7 قبل از ظهر  توسط گمنام   |